تشنه ی عشق
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

دييونه ي نگات شدم
عاشق خنده هات شدم
شونه براي گريه هات
من خاك زير پات شدم
تويي اون فرشته ي خدا
كه اومدي از قصه ها
اون كه با اولين نگاه
عشقو با من كرد آشنا
ازشبي كه بر نگشتي
موزيك تصويري
قالب
عاشق هومن
دو فرشته به نام هاى كامران وهومن
بزرگترين آرشيو دانلود موسيقي ايراني و خارجي
دوستي عشق
بیوگرافی کامل کامران و هومن
باصفا
عاشق تنهایی
تنها با عشق
STARMAX
">" dir="ltr" size="22">
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
امكانات
بكو به یاد من دمى سر می كنى یا نه

تو هم یادی زپرواز کبوتر می کنی یا نه


دل من تشنه و خواهان یک جرعه نگاه توست


مرا در شهر چشمانت شناور می کنی یا نه


هزاران بار گفتم دوستت دارم عزیز دل


بگو احساس قلبم را تو باور می کنی یا نه


تمام شعر های سبز نارنجی برای توست


غزلهای مرا آیا تو از بر می کنی یا نه


دمی غافل نبودم از خیال خاطرت اری


تو هم آیا به یاد من دمی سر می کنی یا نه


نوشتم نام زیبای تو را بر صفحه قلبم


تو آیا اسم من را ثبت دفتر می کنی یا نه


و حرف آخر من این که شبهای سیاهم را


به مهتاب نگاه خود منور می کنی یا نه

نوشته شده توسط تشنه ی عشق در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 10:48
من برات بى تابم

نوشته شده توسط تشنه ی عشق در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 17:31
i love you
نوشته شده توسط تشنه ی عشق در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 17:30
..:: ::..

نوشته شده توسط تشنه ی عشق در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:47
رویای من

تو دریایی و من موجی اسیرم
که میخواهم در آغوشت بمیرم![]()
بیا دریای من آغوش باز کن![]()
نمیخواهم جدا از تو بمیرم![]()

نوشته شده توسط تشنه ی عشق در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:40
عشق
عشق يعني تپش عاطفه در نبض زمان عشق يعني سفري با تو به اوج آسمان عشق يعني همدم لاله و شبنم در باغ خلوت پاك و صميمانه يه كاج و كلاغ عشق يعني اشك و احساس خلايق ديدن از فراسوي نگاه تو شقايق چيدن عشق يعني تپش باغچه را فهميدن در كنار دل شب باز به گل نگريستن عشق يعني قصه عاشق گفتن در كنار دل بيدار شقايق نشستن عشق يعني در نگاه عاشقان غم بودن خوبه وقتی بی تو هستم دست کم اینها باهامه توی دنیای وجودت جز محبت نمی بینم اینقدر ماهی که با تو حتی ماه رو نمی بینم حس من حس غریبی از غم و عشق و نیازه می دونم میایی یه روزی با یه دنیا حرف تازه
![]()


نوشته شده توسط تشنه ی عشق در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:31
..:: کوچه ::..
توي کوچه هاي اميد آرزوم رنگ تو داره تو بيا اميد من باش تا چشام بارون نباره
زندگي رنگي نداره اگه تو نيايي کنارم
تو زمستون سياهم تو دلم جوونه کردي
تو اگه پيشم نباشي شب من سحر نميشه

نوشته شده توسط تشنه ی عشق در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:14
..:: عشق ::..

تو را دوست خواهم داشت
با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند
خوب ،طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسند
عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسند
نوشته شده توسط تشنه ی عشق در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:13
درفراغ عشق

توي اين غربت پر هول و هراس
دارم عين ماهيها جون مي كنم
خسته ام از تظاهر به سادگي
جاي دندون هزار گرگ به تنم
نه كسي مي دونه كه من چي مي خوام
نه خودم دونستم عيب كار كجاست
تا به هر كي مي گي عاشقي چيه
مي گه بگذر، عاشقي تو قصه هاست
نوشته شده توسط تشنه ی عشق در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:0
بي تو در قافيه هاي غزلم ميمانم
بي تو معلوم نباشد كه كيم مي دانم
باز همصحبت يك برگ شدم ميبيني
خط به خط ياد تورا ياد تورا مي خوانم
و اگر شعر من آغشته شود با نامت
سبز خواهد شد اي خوبترين وجدانم
من فقط ماندم و احساس و خاكي خونين
فكر كن تو ، كه من از سنگ و گچ و سيمانم
سرد و بي روح به تصوير جهان ميخندم
كاش ميشد كه به عشق تو رسد دستانم
این شعرم یکی از دوستان تو نظرات واسم گذاشته بود زیبا بود من هم نوشتم.(مرد تنها)

نوشته شده توسط تشنه ی عشق در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 19:45